بعد از تو در شبان تیره و تار من

دیگر چگونه ماه

آوازهای طرح جاری نورش را تکرار میکند ؟

بعد از تو

 من چگونه این آتش نهفته به جان را خاموش میکنم ؟

این سینه سوز درد نهان را

بعد از تو من چگونه فراموش میکنم ؟

من با امید مهر تو پیوسته زیستم

بعد از تو ؟

این مباد

که بعد از تو نیستم !

بعد از تو آفتاب سیاه است

دیگر مرا به خلوت خاص تو راه نیست

بعد از تو در آسمان زندگیم مهر و ماه نیست

بعد از من آسمان آبیست

آبی ......

مثل همیشه آبی....

                        حمید مصدق